وشه

لغت نامه دهخدا

وشه. [ وَ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) اشه. اشق. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). انغوزه. || یک نوع دارویی دیگر. ( ناظم الاطباء ).

دانشنامه عمومی

وشه ( به مجاری: Vése ) یک منطقهٔ مسکونی در مجارستان است که در ناحیه مارتسالی واقع شده است. وشه ۴۲٫۹۲ کیلومتر مربع مساحت و ۷۵۱ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با وشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپید کردن آبگینه چون نقره: بستاند سپیداب ارزیز و ریم نقره و هر دو را به آب وشه بیاغارد و سرکه بر وی ریزد و یک شبانروز ویرا رها کند. پس از آن بسایدش و بر قدح آبگینه مالدش و بر آتش وی را نیک گرم کند.

💡 به پیکی سپردند چون تند باد فرستاده آورد وشه را بداد

💡 نور احد است احمد وشه سایه ی ایزد بر بند نشاط از همه جز دوست زبان را

💡 مال و دشمن بر تو دیر نپایند ازانک ملک دشمن مالی وشه دشمن مال

💡 خروشید کای لشکر بی حیا به کین با خدا وشه انبیا

💡 چو پیشی یافت اسب شاه ازان زال زبان بگشاد وشه را گفت در حال

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز