نجائب

لغت نامه دهخدا

نجائب. [ ن َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ نجیبة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نجیبة شود. || ج ِ نجیب، که بمعنی شتر گزیده. ( از غیاث اللغات از منتخب اللغات و صراح و سروری ) ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). رجوع به نجیب شود:
چو آواز رعد از سحاب بهاری
فتاده به ره بر غطیط نجائب.حسن متکلم.|| نجائب القرآن؛ افضله و محضه ( از اقرب الموارد )؛ افضلتر و خالص ترین آن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - جمع نجیبه.۲ - جمع نجیب شتران گزیده: چو آوازرعدازسحاب بهاری فتاده بره برغطیط نجایب. (برهانی ? منوچهری.چا.کازیمیرسکی.ص ۱۲ ورک:برهانی بقلم م.معین درنداب ۱:۱ )

جمله سازی با نجائب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اذ لم تلد دنیاک مثلک فاعذرن ان لم یلدن نجائب الایام

💡 زمین چون بحار و نجائب سفائن علم‌های گندآوران بادبان‌ها

💡 و در خبر است که هر آن کس که این سورة برخواند، آن فریشتگان جمله بر وی ثنا کنند، و درود دهند، و بثواب عظیم بشارت دهند. عمر خطاب گفت: «الانعام من نواجب او نجائب القرآن». علی بن ابی طالب (ع) گفت: «سورة الانعام من قرأها فقد انتهی فی رضا ربه».

غلام یعنی چه؟
غلام یعنی چه؟
زهره یعنی چه؟
زهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز