قدمی

لغت نامه دهخدا

قدمی. [ ق ُ دَ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قدم و آن موضعی است. ( منتهی الارب ). رجوع به قدم شود.
قدمی. [ ق ُ دَ می ی ] ( ص نسبی ) ( ثوب... ) جامه ای است که در قُدَم و منسوب بدان است. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

منسوب بدان است

جمله سازی با قدمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازی نخوری اهلی از ایام که هرگز در دور فلک شیوه صاحب قدمی نیست

💡 علی‌اکبر قدمی (۱۲ فروردین ۱۳۳۰ – ۲۶ مهر ۱۴۰۲) بازیگر اهل ایران بود. وی در آثاری چون رویای خیس و سریال خواب و بیدار به ایفای نقش پرداخته است.

💡 پس گفت ای صید رام ناشده و در دام تمام ناآمده، آنچه سر این حدیث است با چون تو فسرده دمی نتوان گفت و آنچه درین قصه است با چون تو کوتاه قدمی نتوان سفت.

💡 از بزرگان و مقدمان وقت بود و اندر زمانهٔ خود مقبول. استاد و مُراعی مریدان خود بود و ابراهیم خواص و ابراهیم شیبان هر دو مریدان وی بودند. و وی را کلام عالی است و براهین واضح. و اندر تجرید قدمی تمام داشت.

💡 این طرفه که از یک خم هر یک ز میی مستند این طرفه که از یک گل در هر قدمی خاری

💡 حفیظ الله قدمی (زادهٔ 20 فوریهٔ 1985) یک بازیکن فوتبال اهل افغانستان است.