فطریه

لغت نامه دهخدا

( فطریة ) فطریة. [ ف ِ ری ی َ ] ( ع ص نسبی ) فطریه. مؤنث فطری. طبیعیه. ج، فطریات.
- امور فطریه؛ امور طبیعی. ( از فرهنگ فارسی معین ).
|| ( اِ ) ( اصطلاح شرع ) آنچه در روز عید فطر نقداً یا جنساً طبق دستور شرع به مستحقان دهند و واجب است. ( فرهنگ فارسی معین ). فطرة.زکات فطر.

فرهنگ معین

(فِ طْ یِّ ) [ ع. فطریة ] (اِ. ) آنچه از پول یا جنس که باید در روز عید فطر به مستمندان داده شود.

فرهنگ عمید

۱. صدقه ای که طبق دستور شرع باید در غروب روز آخر ماه رمضان کنار گذاشته شود و در روز عید فطر به مستحقان داده شود.
۲. (صفت نسبی ) [قدیمی] = فطری

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) مونث فطری ۲ - آنچه که در روز عید فطر نقدا یا جنسا طبق دستور شرع به مستحقان دهند و آن واجب است.

ویکی واژه

فطریة
آنچه از پول یا جنس که باید در روز عید فطر به مستمندان داده شود.

جمله سازی با فطریه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مراسم‌های مذهبی: در این روستا محرم و ماه مبارک رمضان مساجد باز بوده و با استقبال شدید مردم نذرهای زیادی انجام می‌شود و از ۹ محرم دسته‌های عزاداری شروع به فعالیت می‌کنند در این روستا در روز عید سعید فطر نماز در مسجد جامع آن اقتدا می‌شود و بعد از آن زکات فطریه وکمک هزینه مسجد جامع توسط مردم بخشنده پرداخت می‌شود

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز