فصل کردن

لغت نامه دهخدا

فصل کردن. [ ف َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) جدا کردن. ضد وصل کردن:
ما برای وصل کردن آمدیم
نی برای فصل کردن آمدیم.مولوی.|| سرانجام دادن و تمام کردن کاری: ما را دل از بنها فارغ می باید که باشد که ایشان را بس خطری نیست. کار ایشان را فصل توان کرد. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ معین

(فَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - جدا کردن. ۲ - حساب پس دادن، تصفیه حساب کردن.

فرهنگ فارسی

جدا کردن. ضد وصل کردن

ویکی واژه

جدا کردن.
حساب پس دادن، تصفیه حساب کردن.

جمله سازی با فصل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهداف این کمپین براساس اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد، به ویژه ریشه کن کردن فقر، کاهش تبعیض، مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی و حل و فصل کردن مناقشات به صورتی غیرخشونت آمیز می‌باشد.

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز