وشیعه

وَشِیعَه در لغت‌نامه‌های کهن، مانند منتهی الارب، اقرب الموارد و آنندراج، به معانی متعددی اشاره دارد که اغلب حول محور پیچش، تداخل و نقش و نگار می‌چرخند. یکی از معانی اصلی این واژه، به خطوط غبارآلود و در هم پیچیده‌ای اطلاق می‌شود که در هوا یا بر روی سطوح دیده می‌شوند؛ این مفهوم می‌تواند اشاره به ابرهای گرد و غبار پراکنده یا خطوطی داشته باشد که ناشی از حرکت یا تداخل است. علاوه بر این، وَشیعه به ابزارهای مرتبط با نساجی و بافندگی نیز اشاره دارد که نشان‌دهنده کاربرد این واژه در صنعت آن دوره بوده است.

در حوزه فنون پارچه‌بافی، این اصطلاح معانی مشخص‌تری می‌یابد. وَشیعه به قطعه چوبی اطلاق می‌شده است که بافندگان یا جُولاهه‌ها برای پیچیدن و مرتب‌سازی رشته‌های رنگین یا نخ‌های مورد استفاده در بافت، از آن بهره می‌بردند. همچنین این واژه برای نامیدن ماشوره و بندک ابزارهایی که احتمالاً نقش قرقره یا ابزار تنظیم کشش نخ را داشته‌اند به کار رفته است. افزون بر این، از این کلمه برای اشاره به ماکوی بافنده و نواله باغنده نیز استفاده شده است که همگی بر پیوند عمیق این واژه با عملیات بافندگی تأکید دارند.

در معنایی غیر مادی و استعاری‌تر، وَشیعه به خطوط پیچیده و در هم تنیده هر شیئی، از جمله خطوط موجود بر روی پارچه‌ها و چادرها، اشاره دارد که ممکن است نقشی خاص یا طرحی در هم‌تنیده را مجسم سازد. شایان ذکر است که در معنایی کاملاً متفاوت، در بخش مصدر لغت‌نامه، به برآمدن سپیدی موی بر سر اشاره شده است. این تنوع معانی، از غبار آشفته تا ابزار تخصصی بافندگی و حتی پیری ظاهری، نشان از گستره کاربرد و اهمیت تاریخی این واژه در زبان فارسی و عربی دارد.

لغت نامه دهخدا

( وشیعة ) وشیعة. [ وَ ع َ ] ( ع اِ ) خطهای غبار برهم پیچیده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ماشوره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چوبی که بافنده بر آن رشته های رنگین پیچد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). بندک و ماشوره جولاهه. ( مهذب الاسماء ). || ماکوی بافنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || نواله باغنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || خطهای چادرو هر چیزی پیچیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( مص ) برآمدن سپیدی موی بر سر. ( منتهی الارب ).

کارتل یعنی چه؟
کارتل یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز