وحج

لغت نامه دهخدا

وحج. [ وَ ح َ ] ( ع مص ) پناه گرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ملتجی شدن. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) جای پناه. ( منتهی الارب ). ملجاء. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

پناه گرفتن. جای پناه

جمله سازی با وحج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رباط سلامی به عربی ( رباط الََسّلامی )، روستایی است در دهستان وحج از توابع استان جَوف در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز