هرزاب
لغت نامه دهخدا
( هرزآب ) هرزآب. [ هََ ] ( اِ مرکب ) آبی که از کشتزار به زمین لم یزرع رود. ( یادداشت به خط مؤلف ). آبی که از کردهای سیراب شده سرازیر گردد و به زمین های نامزروع روان شود. ( یادداشت به خط مؤلف ).
فرهنگ معین
( هرزآب ) (هَ زِ ) (اِ. ) (عا. ) ۱ - آبی که بیهوده روی زمین جاری شود. ۲ - فاضلاب.
فرهنگ عمید
( هرزآب ) ۱. آبی که بیهوده روی زمین جاری شود.
۲. فاضلاب، پس آب.
فرهنگ فارسی
آبی که بیهوده روی زمین جاری شود، آب بی فایده، حمام
( هرز آب ) (اسم ) ۱- آبی که ازکشت زار بزمین لم یزرع رود. ۲- فاضل آب.
جمله سازی با هرزاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نام این دشتها : دشت پایین، دشت بالا،دشت آجری، دشت در قلعه، دشت پشت قلعه- دشت هرزاب، دشت جاده تخت کوه، دشت جاده بابا پیر، دشت جهان آباد،دشت چال گاهی،دشت پشت قبرستان، دشت مرق بزرگ،دشت دره، دشت مور کوره، دشت مور زرد، دشت سرچم، دشت خورازگاه، دشت باغ اسپرسی........
💡 او تمام سرمایه خود را صرف معاملهای انجام داد که بعداً مشخص شد یک طرح هرزاب و فریبکارانه برای کلاهبرداری از مردم بوده است.
💡 نباید وقت و انرژی ارزشمند خود را صرف بحثهای هرزاب و بیفایدهای کرد که هیچ نتیجهای جز اتلاف وقت و خستگی برای انسان ندارند.
💡 بسیاری از ایدههای ارائه شده در آن جلسه، کاملاً هرزاب و بدون پشتوانه علمی بودند و توانایی تبدیل شدن به پروژه عملی را نداشتند.