نیم زن

لغت نامه دهخدا

نیم زن. [ زَ ] ( ص مرکب ) از زن کمتر:
پرستنده را گفت کای نیم زن
نه زن داشت این دلو و چرخ و رسن.فردوسی.مرد تمام آنکه نگفت و بکرد
و آنکه بگوید بکند نیمه مرد
آنکه نه گوید نه کند زن بود
نیم زن است آنکه بگفت و نکرد.شمس تبریزی.

فرهنگ فارسی

از زن کمتر

جمله سازی با نیم زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و آن که بگوید نکند زن بود نیم زن است آن که نگفت و نکرد

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز