نیست همتا
مترادفها
بیهمتا، بینظیر، بیمثال، بیرقیب
متضادها
همتا دار، مشابه، معمولی
لغت نامه دهخدا
نیست همتا. [ هََ ] ( ص مرکب ) بی مانند. بی تا. بی نظیر. یگانه: جالینوس که وی بزرگتر حکمای عصر خویش بود چنانکه نیست همتاتر آمد در علم طب. ( تاریخ بیهقی ص 99 ). مردمان چنان دانند که میان من و آن مهتر نیست همتا ناخوش است. ( تاریخ بیهقی از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) بی همتا بی نظیر: (( مردمان چنان دانند که میان من و آن مهتر نیست همتا ناخوش است. ) )
جمله سازی با نیست همتا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی خسروی کز همه خسروان بمردی ترا نیست همتا و یار
💡 تاج از آن دادش لقب سلطان که دارد در قلم گوهری کش نیست همتا در بحار و در جبال
💡 کس از پادشاهان تو را نیست همتا که اصل تو هست از دو جانب مطهر
💡 ز خوبان مرا نیست همتا و جفت نمانم به دل هیچ راز نهفت