لغت نامه دهخدا
نیازک. [ ن َ زِ ] ( ع اِ ) ج ِ نیزک. رجوع به نیزک شود: این جمادات بوجود آمد چو کوهها و کانها و ابر و برف... و نیازک وعصی و هاله. ( چهارمقاله، از فرهنگ فارسی معین ). || در نجوم، به ستارگانی اطلاق شود که در آسمان به نظر سقوط میکنند. ( از المنجد ). قسمی از ثوانی نجوم که به صورت نیزه ای توهم شود. ( یادداشت مؤلف ).