نگذاشته
مترادفها
رها نکرده، وا نگذاشته
متضادها
گذاشته
لغت نامه دهخدا
نگذاشته. [ ن َ گ ُت َ / ت ِ / ن َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل گذاشته.
جمله سازی با نگذاشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تا به حال بهطور علنی قرار نگذاشته اما چند باری شایعه قرار گذاشتن او با پارتنرهای سریالهایش رسانه ای شده که توسط کمپانی او تکذیب شدهاست.
💡 دیدی آخر به سر زلف تو پابست شدم پا در آن سلسله نگذاشته از دست شدم
💡 به عنوان شاهنشاه او به غیر از پرتره خود بر روی سکه هیچ تصویری از خود بر روی صخرهها، آن گونه که هر دو پیشینیان او به فراوانی انجام میدادند، برای نسلهای آینده بر جا نگذاشته است.
💡 گرچه خضر تشنه لب جانی دراو نگذاشته است می توان مرد ازبرای آب حیوانش هنوز
💡 وادی سرگشتگی در من نفس نگذاشته است پای خواب آلوده دامان منزل کن مرا
💡 او با دقت تمام، هیچ جای شک و تردیدی در گزارش خود نگذاشته بود تا همه چیز به صورت شفاف و بدون ابهام ارائه شود.
💡 مدیرخانه هیچگونه راهی برای اعتراض به این تصمیم سختگیرانه برای شهروندان باز نگذاشته بود که باعث نارضایتی گسترده در جامعه شده بود.
💡 نویسنده در اثر خود هیچگونه راهی برای تفسیرهای اشتباه از معنای اصلی متن باز نگذاشته است تا خواننده دقیقاً پیام را درک کند.