لغت نامه دهخدا
نوابخش. [ ن َ ب َ ] ( نف مرکب ) رزاق. روزی رسان:
ای جهان را ز هیچ سازنده
هم نوابخش و هم نوازنده.نظامی.
نوابخش. [ ن َ ب َ ] ( نف مرکب ) رزاق. روزی رسان:
ای جهان را ز هیچ سازنده
هم نوابخش و هم نوازنده.نظامی.
رزاق ٠ روزی رسان ٠
💡 بگفتند آنها که بگذشته بود نوابخش گوش و زبان گشته بود
💡 بینوایی است نوابخش سعیدا که درخت برگ می ریزد و آن گاه ثمر می آرد
💡 اندر آمد پیش پیغامبر ضریر کای نوابخش تنور هر خمیر