نهبی

لغت نامه دهخدا

نهبی. [ ن َ بی ی ] ( ع اِ ) آنچه به غارت بیارند. ( دستورالاخوان ).
نهبی. [ ن َ با ] ( ع اِمص ) غارتگری. ( منتهی الارب ). رجوع به نُهبی ̍ شود.
نهبی. [ ن ُ با ] ( ع اِمص ) غارتگری. ( منتهی الارب ). اخذمال به قهر. ( از متن اللغة ). اسم است نهب را. نهبة. نُهَّیبی ̍. نُهَیبی ̍. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به نهبة شود. || اسم است انتهاب را. ( از متن اللغة ). اسم است منهوب را. ( از اقرب الموارد ). نُهَّیبی ̍. نُهَیبی ̍. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با نهبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خونی که ریخت چشم تو نبود سیاستی نهبی که کرد ترک تو نبود غرامتی