نه ارزانی

لغت نامه دهخدا

نه ارزانی. [ ن َ اَ ] ( ص مرکب ) توانگر.دارا. مقابل ارزانی. قوی حال. غیرمستحق:
به ارزانیان و نه ارزانیان
درم چون ببخشی ندارد زیان.ابوشکور.

جمله سازی با نه ارزانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الهی این دل من کان حسرت است و تن من مایهٔ درد و غم خدایا نیارم گفت که اینهمه چرا بهره من، خداوندا ما نه ارزانی بودیم تا ما را بر گزیدی و نه نا ارزانی بودیم که به غلط بر گزیدی، بلکه به خود ارزانی کردی تا برگزیدی و هر عیب که میدیدی بپوشیدی.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران