لغت نامه دهخدا
نقره پوش. [ ن ُ رَ / رِ ] ( ن مف مرکب ) نقره پوشیده. که آن را با ورقه ای از نقره پوشانده باشند:
به او ما درین مجمر نقره پوش
چو عود سیه برنداریم جوش.نظامی.
نقره پوش. [ ن ُ رَ / رِ ] ( ن مف مرکب ) نقره پوشیده. که آن را با ورقه ای از نقره پوشانده باشند:
به او ما درین مجمر نقره پوش
چو عود سیه برنداریم جوش.نظامی.
نقره پوشیده که آنرا با ورق. از نقره پوشانده باشند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ار ما درین مجمر نقره پوش چو عود سیه برنداریم جوش