لغت نامه دهخدا
نقاری. [ ن َق ْ قا ] ( حامص ) کنده گری. کنداگری. ( یادداشت مؤلف ). عمل نقار. || ( اِ ) آلتی فلزین برای گچ بری و عامه آن را نقالی گویند و آن بر دو گونه است نقاری ریز و نقاری درشت. ( یادداشت مؤلف ).
نقاری. [ ن َق ْ قا ] ( حامص ) کنده گری. کنداگری. ( یادداشت مؤلف ). عمل نقار. || ( اِ ) آلتی فلزین برای گچ بری و عامه آن را نقالی گویند و آن بر دو گونه است نقاری ریز و نقاری درشت. ( یادداشت مؤلف ).
کنده گری. کنداگری. عمل نقار. یا آلتی فلزین برای گچ بری و عامه آنرا نقالی گویند و آن بر دو گونه است نقاری ریز و نقاری درشت.
💡 فیلمِ حقایق دربارهی لیلا دختر ادریس قرار بود سالِ ۱۳۵۵ با سرمایهٔ شرکتِ گسترشِ صنایعِ سینماییِ ایران و به تهیهکنندگیِ بهمن فرمانآرا ساخته شود؛ که نشد. فرمانآرا گفته که علّت مخالفتش با بازیِ پروانه معصومی در نقشِ لیلا بودهاست. بیضایی معصومی را برای این نقش برگزیده بود. حوالیِ سالِ ۱۳۸۰ فرمانآرا دربارهٔ نقاری که پدید آمده بود توضیح داده:
💡 دیگر آنکه چون نقاری ایشان را پیش آید بعد از استغفار شیرینی آوردند. بناءٍ این بر آن است که چون کسی را از صحابه با دیگری وحشتی شدی به نزدیک رسول آمدندی. چون از نقار برخاستندی در حجره خرما طلب کردندی. آنچه بودی بیاوردندی. رسول بر صحابه تفرقه کردی.