لغت نامه دهخدا
نفو. [ ن َف ْوْ ] ( ع مص ) یکسو کردن چیزی را. ( ازمتن اللغة ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). لغتی است در نفی. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نَفْی ْ شود.
نفو. [ ن َف ْوْ ] ( ع مص ) یکسو کردن چیزی را. ( ازمتن اللغة ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). لغتی است در نفی. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نَفْی ْ شود.
یکسو کردن چیزی را. لغتی است در نفی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دکتر توماس دیویس از حزب دموکرات، نخستوزیر بعدی جزایر کوک بود. چندین سال جزایر کوک گرفتار بیثباتی سیاسی بود، نخستوزیر ظرف مدت کوتاهی تغییر میکرد و فرد دیگری جایگزین او میشد، از مهمترین نخستوزیرهای این دوره میتوان به، جفری هنری و هنری نفو اشاره کرد. در ۱۴ دسامبر ۲۰۰۴، جیم ماروری نخستوزیر جزایر کوک شد.