نفع بردن
مترادفها
سود بردن، بهره بردن، منفعت بردن
متضادها
ضرر کردن، زیان دیدن
لغت نامه دهخدا
نفع بردن. [ ن َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) سود بردن. بهره ور شدن. بهره مند شدن. فایده حاصل کردن:
از شکر نفع همی گیرد بیمار و درست
دشمن و دوست از ایشان همه می نفع برند.ناصرخسرو.ز الماس او بسکه دل نفع بُرد
توان سوده اش را به یاقوت خورد.ملاطغرا ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
سود بردن. بهره ور شدن. بهره مند شدن. فایده حاصل کردن.
جمله سازی با نفع بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خودکشی منطقی گرفتن جان خود بنا به استدلال است، اگرچه برخی فکر میکنند خودکشی به هیچ عنوان منطقی نیست. عمل گرفتن جان خود برای نفع بردن دیگران ایثار جان خوانده میشود. نمونهای از این کار در مواقعی است که افراد مسن به زندگی خود خاتمه میدهند تا مقدار مواد غذایی بیشتری برای افراد جوان جامعه باقی بماند. در برخی از فرهنگهای اسکیمو این عمل، اقدامی است ستودنی و از سر شجاعت یا خرد تلقی میشود.