نطی

لغت نامه دهخدا

نطی. [ ن َ طی ی ] ( ع ص ) بعید. دور. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). مکان نطی، جای دور. ( منتهی الارب ). بلدة نیاطها نطی؛ ای طریقها بعید. ( منتهی الارب ). رجوع به نَطوشود. || منطوّ. ( متن اللغة ) ( المنجد ). مسدی. ( المنجد ). رشته درهم تنیده. رجوع به نَطو شود.

فرهنگ فارسی

بعید. دور. مکان نطی: جای دور. بلده نیاطهانطی ای: طریقها بعید. یا منطو. مسدی. رشت. در هم تنیده.

جمله سازی با نطی

💡 ابیت و فی جفونی ماء حزن و ما بینالضلوع نطی غرامی