نشان زد
مترادفها
علامت گذاشت، مشخص کرد، نشانه گذاری کرد
متضادها
پنهان کرد، مخفی کرد
لغت نامه دهخدا
نشان زد. [ ن ِ زَ ] ( ن مف مرکب ) مؤلف آنندراج آرد: «نشان زد: مقرر و معین. از فرهنگی نوشتم ». ظاهراً مؤلف فرهنگ منقول عنه به سیاق «نام زد» این ترکیب را ساخته است.
فرهنگ فارسی
مولف آنند راج آرد: (( نشان زد: مقرر و معین. از فرهنگی نوشتم ) ). ظاهرا مولف فرهنگ منقول عنه به سیاق (( نام زد ) ) این ترکیب را ساخته است.
جمله سازی با نشان زد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خونم از ذوق شهادت جنگ دارد با بدن هر که تیری بر نشان زد شوق او را تیز کرد
💡 گزارشهای اقتصادی اخیر به وضوح نشان زد که تورم بسیار فراتر از پیشبینیهای اولیه دولت و نهادهای بینالمللی در سال جاری میلادی بوده است.
💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که این تغییرات رفتاری در رهبران جهان نشان زد که تعادل قدرت در منطقه به شدت در حال تغییر و تحول است.
💡 آزمایشهای انجام شده در آزمایشگاه نشان زد که ترکیب جدید مواد شیمیایی میتواند سرعت واکنشهای زنجیرهای را در شرایط دمایی بسیار بالا افزایش دهد.