نساییده

مترادف‌ها

دست‌نخورده

لغت نامه دهخدا

نساییده. [ ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نسائیده. ناسائیده. نسابیده. ناساییده.

فرهنگ فارسی

نسائیده. ناسائیده. نسائیده.ناسابیده

جمله سازی با نساییده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این غذا که مواد اولیهٔ آن کشک یا قروت بیرجندی، گردو، روغن، پیاز و ادویه است؛ در درمان کم خونی بسیار مفید است. کشک بنفش به دو صورت پودر شده و نساییده در بازار موجود است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران