نزدیکی به معنای ایجاد آرامش و ارتباط نزدیک با یکدیگر است. این عمل شامل مواردی چون مباضعه، بضاع، وقاع، مواقعه، مقاربت و جماع میشود. در واقع، نزدیکی به معنای آرامیدن و آسودن با یک زن است. در فرهنگهای گذشته، بزرگان وقتی که میخواستند با زنانی نزدیکی کنند، کمر زرین به میان میبستند و با این عمل، به نوعی انتظارات خود را از فرزندان دلاور و نیکو میکشیدند. این اشاره به نشانهای از اهمیت و ارزش خانواده و نسل در فرهنگهای کهن دارد. بنابراین، نزدیکی نه تنها یک عمل جسمی، بلکه نمادی از پیوندهای عاطفی و اجتماعی نیز به حساب میآید که در آن احترام و امید به آینده نقش بسزایی دارد.
نزدیکی کردن
لغت نامه دهخدا
نزدیکی کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آرامش. مباضعه. بضاع. بضع. وقاع. مواقعه. مقاربت. جماع. مجامعت. مباشرت. آرامیدن با زن. آسودن با زن: بزرگان چون با زنی نزدیکی خواستندی کردن کمر زرین بر میان بستندی... و گفتندی... فرزند دلاور آید. ( نوروزنامه ).
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) هم بستر شدن، جماع کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آرمیده جماع کردن مقاربت.