نجوه
لغت نامه دهخدا
( نجوة ) نجوة. [ ن َج ْ وَ ] ( ع اِ ) زمین بلند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ) ( از فرهنگ وصاف ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). جای بلند. ( دستوراللغة ). || پشته. ( ناظم الاطباء ). بالا. ( مهذب الاسماء ). ج، نِجاء. || گوئی: انک من الامر بنجوة؛ چون دور باشد از آن و برکنار و سالم باشد. ( اقرب الموارد ). یقال: انه من الامر بنجوة؛ چون از آن دور و بری و سالم باشد. ( از المنجد ). || تمرردی. خرمای بد. ( یادداشت مؤلف ). و قول حریری «و نثر و العجوة و النجوة» گفته اند به نجوه از پست ترین خرما کنایت آورده است. ( از اقرب الموارد ). ج، نِجاء.
جمله سازی با نجوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در رابطه با نجوه عملکرد الگوریتم رنک برین باید بگوییم که این الگوریتم ابتدا با تفسیر و درک مفهوم کلمه کلیدی سرچ شده و همچنین ارتباط و قرابت معنایی بین کلمات جست و جو شده به جای تکیه بر معنی تحت الفظی هر یک از کلمات، سعی در درک انتزاعی مفهوم سرچ شده میکند و به مقایسه آن با دادههای درک شده قبلی میپردازد. افزون بر این، با به کارگیری پارامترهایی مانند منطقه جغرافیایی کاربر، زبان جست و جو، سابقه سرج، و علایق شخص جست و جو کننده، سعی میکند نزدیک ترین نتیجه ممکن را به کاربر نمایش دهد.