نابحق
مترادفها
ناحق، بیحق، ناعادلانه
متضادها
حق، عدالت
لغت نامه دهخدا
نابحق. [ ب ِ ح َق ق ] ( ص مرکب ) که بر حق نیست. که حق با او نیست. بدون استحقاق. ناسزاوار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه حق ندارد بی استحقاق مقابل بحق
ناحق، بیحق، ناعادلانه
حق، عدالت
نابحق. [ ب ِ ح َق ق ] ( ص مرکب ) که بر حق نیست. که حق با او نیست. بدون استحقاق. ناسزاوار.
( صفت ) آنکه حق ندارد بی استحقاق مقابل بحق