میهمان نواز
مترادفها
مهمانپرور، مهماننواز
متضادها
بیمهماننواز، بیمهربان
لغت نامه دهخدا
میهمان نواز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) مهمان نواز:
وان مهتر میهمان نوازش
می داشت به صد هزار نازش.نظامی.و رجوع به مهمان نواز شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که مهمان خود را مورد تفقد و پذیرایی قرارمیدهد.
جمله سازی با میهمان نواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردمان منطقه خورگام به دلیل تاریخ و گذشته کهن شان از آداب و سنن غنی وپر باری برخوردارند بسیار میهمان نواز و خون گرم بوده نان و غذاهای مخصوص به خود را پخت میکنند مراسم جشن و عروسیهای آنان بسیار باشکوه برگزار میشود
💡 همانگونه که اشاره شد شغل اصلی مردم میهمان نواز و مهربان این روستا کشاورزی و دامداری است.
💡 آن خانواده بسیار میهمان نواز هستند و همیشه تلاش میکنند تا با ارائه بهترین پذیرایی، رضایت و خوشحالی تمامی مهمانان خود را جلب کنند.
💡 میهمان نواز بودن یک ویژگی اخلاقی بسیار ارزشمند است که نشاندهنده سخاوت قلب و بزرگواری شخصیت فرد در برخورد با دیگران است.
💡 او در تمام طول سفر، به عنوان یک میهمان نواز شناخته میشد که با لبخند و مهربانی از تمامی مسافران پذیرایی میکرد.