لغت نامه دهخدا
( مکسورة ) مکسورة. [ م َ رَ ] ( ع ص ) مؤنث مکسور. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به مکسور شود.
( مکسورة ) مکسورة. [ م َ رَ ] ( ع ص ) مؤنث مکسور. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به مکسور شود.
مونث مکسور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام اسبچین مترادفی با نام اسفچین دارد که یکی از آبادانیهای زنجان است. سید احمد کسروی در توضیح وجه تسمیه آبادیهای ایران درباره این واژه نوشته است؛ " اگر این نام را با الف مکسوره بخوانیم جزء اول آنکه اِسپِه است و در فارسی باستان به معنای سگ است و البته این غیر از واژه ی اِسپه محلی است که کوتاه شدهی اسپید است".
💡 باید یادآور شد؛ در زبان مادری نام سگ؛ «سپاکا» بود که بعدها به سوک و سپس به سگ تبدیل شد. گین و جین و چین پسوند مکان و مفهوم جایگاه را دارند. همچنین در ادامه آمده است؛ " اسبچین با الف مکسوره جایگاه سگ یا آبادی سگ معنی میشود و این نیز عجیب نیست زیرا چنانچه از اوستا برمیاید این جانور از دیرین زمان پیش آریاییها معروف بود و آن خواری که امروز نزد مسلمانان دارد نزد آریائی ها نداشته است