لغت نامه دهخدا
مکت. [ م َ ] ( ع مص ) مقیم شدن به جایی. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). لغتی است در مکث و یا ابدال آن. ( از اقرب الموارد ).
مکت. [ م َ ] ( ع مص ) مقیم شدن به جایی. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). لغتی است در مکث و یا ابدال آن. ( از اقرب الموارد ).
مقیم شدن به جایی. لغتی است در مکث و یا ابدال آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روستای اللاهون یک مقبره قرار دارد که گفته میشود مربوط به مکت از خاندان دوازدهم سلطنت بودهاست.