موی شدن

لغت نامه دهخدا

موی شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) چون مو شدن. سخت نزار و لاغر گردیدن. چون موی لاغر و باریک گشتن. ( از یادداشت مؤلف ):
بر هر سر موی من غمت راست مصاف
مویی شده ام به وصف تو موی شکاف.خاقانی.

فرهنگ فارسی

چون مو شدن. سخت نزار و لاغر گردیدن. چون موی لاغر و باریک گشتن.

جمله سازی با موی شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آه کز زلف تو آمیخت دلم بستۀ موی شدن چون کمرت

💡 چون موی شدن در شب هجران وی از من ای مدعی آن موی میان و کمر از تو

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز