مومنی
واژه مومنی در زبان فارسی به فردی اشاره دارد که مؤمن و باایمان است و به دین و اصول دینی اعتقاد قلبی دارد. این کلمه ریشه در واژه ایمان دارد و به کسی گفته میشود که باور عمیق و واقعی به خداوند و آموزههای دینی دارد و این باور در رفتار و اخلاق او نمود پیدا میکند.
مومن واژهای است که از لحاظ معنایی به معنای شخصی است که ایمان دارد؛ یعنی اعتقاد و باور قلبی به وجود خدا، پیامبران، کتابهای آسمانی و اصول دین اسلامی. این ایمان تنها یک باور سطحی نیست، بلکه شامل قبول و پذیرش تعالیم دینی، عمل به آنها و پایبندی به ارزشها و اخلاق دینی نیز میشود. بنابراین، مومنی به عنوان صفت، ویژگیهای یک فرد معتقد، بااخلاق، صادق، و متعهد به دین را بیان میکند.
در زبان فارسی، مومنی گاهی به صورت اسم نیز به کار میرود و به شخصی اشاره دارد که دارای ایمان و تقواست. چنین فردی معمولاً به عنوان نمونهای از انسانهای پرهیزکار و معتقد شناخته میشود که زندگی خود را بر اساس اصول دینی تنظیم میکند و در برابر مشکلات و چالشها با توکل به خدا و ایمان راسخ ایستادگی میکند.
مترادفها
ایمان، دینداری، تقوا
متضادها
کفر، بیایمانی
لغت نامه دهخدا
مؤمنی. [ م ُءْ م ِ ] ( حامص ) صفت و حالت مؤمن. مؤمن بودن. ایمان داشتن: به جهت مؤمنی فاضلتر است. ( دانشنامه الهی ص 143 ). و رجوع به مؤمن شود.
مؤمنی. [ م ُءْ م ِ ] ( اِخ ) یا مؤمن سمرقندی. ازگویندگان قرن نهم بود. نام او عبدالمؤمن است و در خانقاه اخلاصیه تحصیل علوم کرده و مؤمن تخلص اوست:
بگشا دهن که نوش لبی نوش خند هم
تا قیمت شکر شکنی نرخ قند هم.( از مجالس النفائس ص 116 ) ( از فرهنگ سخنوران ).
فرهنگ فارسی
مومن بودن ایمان داشتن:...هر چند که بجهت مومنی فاضلتر است...
یا مومن سمرقندی از گویندگان قرن نهم بود.
جمله سازی با مومنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام مروی است که فرمودند: «اگر مومنی بمیرد و از او بماند ورقی که در آن مسأله ای علمیه نوشته شده باشد آن ورق حجابی خواهد بود میان او میان آتش، و به هر حرفی که در آن ورق نوشته باشد خداوند عالم شهری به او عطا خواهد کرد که هفت برابر تمام دنیا باشد».
💡 کافری بیشی کند با مهر تو با مومنی مؤمنی کمی کند با کین تو از کافری