موثره
مترادفها
اثرگذار، مؤثر، نافذ
متضادها
بیاثر، بیفایده
لغت نامه دهخدا
( مؤثرة ) مؤثرة. [ م ُ ءَث ْ ث َ رَ ] ( ع ص ) مؤنث مؤثر. ج، مؤثرات. رجوع به مؤثر شود.
مؤثرة. [ م ُ ءَث ْ ث ِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث مؤثر. ج، مؤثرات. رجوع به مؤثر شود.
مؤثرة. [ م ُءْ ث ِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث مؤثر. ( از منتهی الارب ). رجوع به مؤثر شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث موثر جمع: موثرات.
مونث موثر. جمع: موثرات.
جمله سازی با موثره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پودر برن از پوسته خارجی گندم تهیه شده است و مواد موثره آن پلی ساکاریدها (سلولز [ همی سلولز و پکتین ) پروتئین، چربی و املاح است. برن احتمالا از طریق جذب و نگهداری آب باعث افزایش حجم و رطوبت مدفوع شده و این افزایش حجم موجب تحریک روده بزرگ و افزایش حرکات دودی و در نتیجه کوتاه شده زمان عبور مواد از روده و افزایش دفعات دفع می گردد.
💡 شیرین بیان: در درمان زخم معده موثر می باشد به دلیل داشتن ماده موثره ای تحت عنوان "اسید گلیسیرینیک"
💡 ماده موثره موجود در این گیاه کلشیسین نام دارد و در داروخانهها موجود است.