مهرماه

لغت نامه دهخدا

مهرماه. [ م ِ ] ( اِ مرکب ) ماه مهر. نام ماه هفتم است از سال شمسی و بودن آفتاب در برج میزان و اول فصل خزان. ( برهان ). آفتاب در این ماه در میزان باشد و آغاز خریف بود. ( نوروزنامه ). رجوع به مهر شود.
- مهرماه جلالی؛ اول آن تقریباً مطابق است با هفدهم سپتامبر ماه فرانسوی. ( یادداشت مؤلف ).
- مهرماه قدیم؛ اول آن مطابق است با سوم اسفندماه جلالی و شانزدهم فوریه فرانسوی. ( یادداشت مؤلف ).
|| خریف. پائیز: تولد سودا بیشترین اندر فصل خریف باشد که به پارسی مهرماه گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به مهر و مهرگان شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) هفتمین ماه سال شمسی.

فرهنگ اسم ها

اسم: مهرماه (دختر، پسر) (فارسی) (کهکشانی) (تلفظ: mehr-mah) (فارسی: مِهرماه) (انگلیسی: mehr-mah)
معنی: مهشید، محبت و روشنی، مرکب از مهر ( محبت و دوستی ) + ماه، نام پسر ساسان

جمله سازی با مهرماه

💡 مهرماه، این ماه را از آن مهرماه گویند که مهربانی بود مردمان را بر یکدیگر، از هر چه رسیده باشد از غله و میوه نصیب باشد بدهند، و بخورند بهم، و آفتاب درین ماه در میزان باشد، و آغاز خریف بود،

💡 در مهرماه ۱۳۹۳ فرمانده وقت نیروی انتظامی ایران، احمدی مقدم، به همراه یک هیئت به اوگاندا سفر کرده و با مقامات این کشور دیدار کرد و از توانایی‌های پلیس اوگاندا بازدید کردند.

💡 مقطع دکتری هوافضا نیز در این دانشکده از مهرماه سال تحصیلی ۸۷–۸۶ راه اندازی شده است.

💡 صدهزاران سال میمون باد جشن مهرماه بر شهنشاهی که دارد صدهزاران مهر وماه

💡 برداشت آن در اواسط شهریورماه انجام می‌شود و تا مهرماه ادامه دارد.

💡 تا مهرماه ۱۳۸۸، ابتلای ۴۴۱ نفر به این بیماری در ایران توسط وزارت بهداشت تأیید شده است.[نیازمند منبع]