لغت نامه دهخدا
مهرگیرنده. [ م ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نقش پذیرنده. پذیرای نقش و نشان مهر:
به روزی که طالع پذیرنده بود
نگین سخن مهرگیرنده بود.نظامی.
مهرگیرنده. [ م ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نقش پذیرنده. پذیرای نقش و نشان مهر:
به روزی که طالع پذیرنده بود
نگین سخن مهرگیرنده بود.نظامی.
نقش پذیرنده پذیرای نقش و نشان مهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روزی که طالع پذیرنده بود نگین سخن مهر گیرنده بود