مهر پرورد

لغت نامه دهخدا

مهرپرورد. [ م ِ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) پرورده به مهر و محبت ودوستی. به عاطفه و وداد و محبت برآمده:
زید آن سره مرد مهرپرورد
کای رحمت باد بر چنین مرد.نظامی.نبرده جوانی جوانمرد بود
که روشن دلش مهرپرورد بود.نظامی.

فرهنگ فارسی

پرورده به مهر و محبت و دوستی

جمله سازی با مهر پرورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدیو ایران کز بیم او به هامون شیر ز مهر پرورد اندر کنار آهو را

💡 تعجب کرد ماه مهر پرورد که چون خود این سخن باور توان کرد

💡 فلک به زیر زمین مهر پرورد هر شب بدان هوس که برابر کند به او یکبار

💡 نبرده جوانی جوانمرد بود که روشن دلش مهر پرورد بود

💡 به دست آمد مرا زیبا نگاری نگای مهر پرورد وفادار

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز