لغت نامه دهخدا
منکو. [ م َ ] ( اِ ) آب زندگی و ماءالحیات. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
منکو. [ م ُ ] ( اِخ ) رجوع به منگو شود.
منکو. [ م َ ] ( اِ ) آب زندگی و ماءالحیات. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
منکو. [ م ُ ] ( اِخ ) رجوع به منگو شود.
آب زندگی و مائ الحیات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روزنامه از سال ۱۳۳۳ هـ.ق به وسیله منکو قاآن ذوالخیر، در شیراز به چاپ رسیده است.
💡 بر بواب تو بنده اگر قاآن اگر منکو
💡 چهار - منکو قاآن پسر تولی پسر چنگیز - ششصد و پنجاه و پنج