منفتح

منفتح به معنای گشوده و باز است و در زبان فارسی به کار می‌رود تا حالتی از آزادی و دسترسی به منابع مختلف را توصیف کند. این واژه به ویژه در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی به کار می‌رود و نشان‌دهنده فضای آزاد و پذیرای ایده‌ها و نظرات گوناگون است. در جوامع منفتح، افراد به راحتی می‌توانند نظرات خود را بیان کنند و از تنوع فرهنگی و فکری بهره‌مند شوند. این نوع فضاها معمولاً موجب ایجاد خلاقیت و نوآوری می‌شوند و به پیشرفت جامعه کمک می‌کنند. همچنین، منفتح بودن می‌تواند به تقویت روابط انسانی و ایجاد همدلی میان افراد کمک کند. در نتیجه، ترویج فضایی منفتح در هر جامعه‌ای از اهمیت بالایی برخوردار است و می‌تواند زمینه‌ساز تحولات مثبت در زمینه‌های مختلف باشد. بنابراین، لازم است که به این مفهوم توجه ویژه‌ای شود و تلاش‌های لازم برای ایجاد و گسترش چنین فضایی در جامعه انجام گیرد.

لغت نامه دهخدا

منفتح. [ م ُ ف َ ت ِ ] ( ع ص ) گشاده شونده. ( آنندراج ). گشاده. ( ناظم الاطباء ). بازگشوده. مفتوح: ابواب عدلی که مسدود بود منفتح شد. ( المضاف الی بدایعالازمان ص 29 ). رجوع به انفتاح شود.
- منفتح شدن؛ باز شدن. مفتوح شدن. گشوده گردیدن:
بادی که غنچه دل از او منفتح شود
از دامن شمایل خلقت دمیده باد.
کمال الدین اسماعیل ( دیوان چ بحرالعلومی ص 313 ).
- منفتح گردیدن؛ منفتح شدن: تا نخست دل مؤمن به نور یقین منشرح و منفسح نشود چشم بصیرتش به مشاهده و معاینه حسن تدبیر الهی منفتح نگردد. ( مصباح الهدایه چ همایی ص 400 ). رجوع به ترکیب قبل شود.

فرهنگ فارسی

گشاده شونده. گشاده.

جملاتی از کلمه منفتح

بادی که غنچۀ دل ازو منفتح شود از دامن شمایل خلقت دمیده باد