لغت نامه دهخدا
( منسوخة ) منسوخة. [ م َ خ َ ] ( ع ص ) تأنیث منسوخ. رجوع به منسوخ شود.
- آیة منسوخة؛ آیه ای از قرآن مجید که بواسطه نزول آیه دیگری حکم آن زایل شده باشد. ( ناظم الاطباء ).
( منسوخة ) منسوخة. [ م َ خ َ ] ( ع ص ) تأنیث منسوخ. رجوع به منسوخ شود.
- آیة منسوخة؛ آیه ای از قرآن مجید که بواسطه نزول آیه دیگری حکم آن زایل شده باشد. ( ناظم الاطباء ).
( اسم ) مونث منسوخ
تانیث منسوخ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مقدمه جلد دوم نیز، از روش تفسیری مؤلف و منابع وی در تفسیر، جایگاه تفاسیر جدید و چگونگیهای آنها، تفسیر صدر المتألهین و فیض کاشانی، آیات منسوخه و روایات اهل سنت در تفسیر قرآن، سخن گفتهاست. افزون بر اینها، سرتاسر تفسیر، مشحون است به حواشی فقهی، اعتقادی، تاریخی، رجالی و تفسیری علامه شعرانی. این پانوشتها گاه در توضیح متن است و گاه در نقد و بررسی و ردّ برخی از اظهار نظرهای مؤلف.