منتق

لغت نامه دهخدا

منتق. [ م َ ت َ ] ( ع اِ ) از شکم اسب آنچه به زمین رسد وقت خسبیدن. ( منتهی الارب ). آنجای از شکم اسب که هنگام خسبیدن به زمین رسد. ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ).

جمله سازی با منتق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پنجره‌ها کارایی را تقلیل می‌دهند ولی ممکن است که برای نور طبیعی و دلایل زیبا شناختی استفاده شوند. اگر صفحه شفاف بیرونی به میزان زیادی اشعه فرابنفش را منتق کند و پنجره درون دیوار حرارتی شیشه معمولی داشته باشد، استفاده مفید از نور فرابنفش برای گرم کردن در حین ممانعت از برخورد اشعه‌های فرابنفش با انسان و مبلمان صورت خواهد گرفت.

💡 پس از شکست، عده‌ای از مشروطه‌خواهان به پارک امین‌الدوله در شمال میدان بهارستان فرار می‌کنند اما با لو رفتنشان، ۳۹ نفر از آنان دستگیر شده و به باغ شاه منتق می‌شوند که ۴ نفر از آنان اعدام می‌شوند.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز