واژهٔ مقربین که صورتِ جمعِ عربیِ کلمهٔ مُقَرَّب است، ریشه در فعلِ سهحرفیِ «ق.ر.ب» به معنای نزدیکشدن یا نزدیکگردانیدن دارد. از لحاظِ لغوی، مقربین به کسانی یا موجوداتی اطلاق میشود که به دلیلِ منزلت، شایستگی یا عنایتِ خاص، به یک جایگاهِ رفیع یا صاحبِ قدرتی عظیم، نزدیک شده یا مقرب گشتهاند. در متونِ فرهنگلغتِ معتبری چون «ناظمالاطباء»، این واژه اساساً برای اشاره به دو حوزهٔ معناییِ مجزا، یعنی قلمروِ لاهوتی و قلمروِ ناسوتی، بهکار رفته که هر دو دال بر نوعی برگزیدگی و نزدیکیِ ویژهاند.
در بسترِ الهیات و اعتقاداتِ دینی، جایگاهی فراتر از موجوداتِ مادی دارند و به ملائکهٔ والامرتبه یا فرشتگانِ نزدیک به عرشِ الهی اشاره میکنند. بهویژه، این اصطلاح برای نامیدنِ «ملائکهٔ کروبین» یا «کروبیان» استفاده شده است که بر اساسِ باورهای مذهبی، پاکترین و مطیعترینِ فرشتگان محسوب میشوند و به دلیلِ نزدیکیِ مطلقِ معنوی به درگاهِ الهی، وظیفۀ تسبیح، عبادتِ دائم و اجرای مستقیمِ اوامرِ حق را بر عهده دارند. مرحوم علیاکبر دهخدا نیز در یادداشتهایِ خود، بر این معنایِ آسمانی تأکید کرده و مقربین را مترادف با «فرشتگانِ نزدیک» دانستهاند که نشاندهندهٔ کمالِ روحانیِ محض است.
در حوزهٔ اجتماعی و سیاسیِ ادوارِ تاریخی، معنای این اصطلاح به افرادِ بشرِ صاحبنفوذ و جایگاه محدود میشد. در ساختارِ حکومتهای پادشاهی، این واژه اختصاصاً برای خویشانِ نزدیک، مشاورانِ امین، وزرا و درباریانی بهکار میرفت که اجازهٔ حضورِ بیواسطه در حریمِ پادشاه یا حاکم را داشتند. این افراد به دلیلِ اعتمادِ مطلقِ حاکم، نه تنها در امورِ اجرایی و تصمیمگیریهای کلانِ مملکتی شریک بودند، بلکه به منزلهٔ رابطِ اصلی میانِ مردم و دستگاهِ سلطنت عمل میکردند. لذا، مقربینِ پادشاه از قدرتی چشمگیر و نفوذی عمیق برخوردار بودند و نزدیکیِ آنان نشاندهندهٔ موقعیتِ استثنایی و شراکت در قدرتِ حکومتی بود.