مقراه

لغت نامه دهخدا

( مقراة ) مقراة. [ م َ ] ( ع اِ ) حوض بسیارآب. ( مهذب الاسماء ). گردآمدنگاه آب یا آب باران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). هر جا که آب باران از هر سو در آن جمع گردد. مقری [ م َ را ]. ( منتهی الارب ).
مقراة. [ م ِ ] ( ع ص ) زن مهمانی کننده و بسیار مهمان. ( از منتهی الارب ). زن مهمانی کننده. مقراء. ( از اقرب الموارد ). امراءةمقراة للضیف؛ زن بسیار مهمان نواز. ( ناظم الاطباء ).
مقراة.[ م ِ ] ( ع اِ ) یکی مِقر̍ی. ( منتهی الارب ). واحد مقری یعنی کاسه بزرگ. ج، مقاری. ( ناظم الاطباء ). کاسه بزرگ مهمانی. مِقر̍ی. ج، مقاری. ( از اقرب الموارد ).
مقراة. [ م ِ ] ( اِخ ) مقراة و توضح نام دو قریه است از نواحی یمن که در شعر امروءالقیس آمده. ( از معجم البلدان ). نام جایگاهی است. ( مهذب الاسماء ). موضعی است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ):
فتوضح فالمقراة لم یعف رسمها
لمانسجتها من جنوب و شمأل.امروءالقیس.

جمله سازی با مقراه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ال مقراه یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان مکه واقع شده‌است.

شب زده یعنی چه؟
شب زده یعنی چه؟
بارماخ یعنی چه؟
بارماخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز