لغت نامه دهخدا
معیوب شدن. [ م َع ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )عیب ناک شدن. عیب پیدا کردن. دارای عیب و نقص شدن.
معیوب شدن. [ م َع ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )عیب ناک شدن. عیب پیدا کردن. دارای عیب و نقص شدن.
( مصدر ) دارای عیب و نقص شدن عیب ناک شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معمولاً دلیل کار نکردن صحیح قطعات موجود در یک دستگاه الکترونیکی به دلیل آسیبدیدن و معیوب شدن قطعات و لوازم الکترونیکی به کار رفته در آن دستگاه میباشد. بردهای الکترونیکی یکی از مهمترین بخشهای ادوات میباشد. بردهای الکترونیکی در صنایع لوازم خانگی، صنعتی و ساختمانی مورد استفاده قرار میگیرد.