معاقبه

مترادف‌ها

مجازات، تنبیه

متضادها

پاداش، جایزه

لغت نامه دهخدا

معاقبه. [ م ُ ق َ ب َ / ق ِ ب ِ ] ( از ع، اِمص ) عقاب. عقوبت کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معاقبت و معاقبة شود.

فرهنگ فارسی

عقاب دادن، سزادادن برای گناه وکاربد، آزاروشکنجه کردن، پس ازدیگری آمدن
۱ - ( مصدر ) سزای عمل بد کسی را دادن عقاب دادن. ۲ - ( مصدر ) از پی کسی در آمدن پشت سرکسی سوار شدن. ۳ - بنوبت سوار شدن. ۴ - آنست که سقوط دوحرف از و زنی بر سبیل مناوبت باشد اگر یکی بیفتد البته دیگری بر قرار باشد و شاید که هیچ دو ساقط نشوند اما نشاید که هر دو با هم بیفتند و این اسم از مناوبت دو شریک گرفتهاند که در سفری یک مرکوب دارند و بنوبت بر نشینند و آنرا در عربیت معاقبت خوانند... بدانک معاقبت است میان یائ و نون مفاعیلن در بحر هزج اگر یائ بیفتد نشاید که نون بیفتد و همچنین معاقبت است میان نون فاعلاتن و الف فاعلن و فاعلاتن دیگر که از پس آن آید...
عقاب عقوبت کردن

جمله سازی با معاقبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از ذکر در مراقبه (مراقبت از عدم ارتکاب گناه و رعایت اخلاق و یاد خدا طی یک روز) در میان مشارطه، محاسبه و معاقبه در عرفان اسلامی استفاده میشود.

💡 سیستم قضایی مدرن تلاش می‌کند تا به جای معاقبه صرف، بر اصلاح رفتار مجرم و بازگرداندن او به جامعه با برنامه‌های آموزشی تمرکز کند.

💡 شدت معاقبه برای هر جرم، باید با توجه به میزان آسیب وارده به قربانی و شرایط روانی و اجتماعی مجرم تعیین گردد.

💡 برخی از منتقدان معتقدند که معاقبه‌های سخت‌گیرانه لزوماً باعث کاهش نرخ جرم در جامعه نمی‌شود و باید ریشه‌های اجتماعی جرم را بررسی کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران