لغت نامه دهخدا
مشکین پر. [ م ُ / م ِ پ َ ] ( ص مرکب ) که پری چون مشک دارد.
- مورچه مشکین پر؛ نوعی از مورچه پردار:
سپه آورد رخت، مورچه مشکین پر
تا تو از مملکت حسن شوی عزل پذیر.سوزنی.|| خربیواز. رجوع به همین کلمه شود.
مشکین پر. [ م ُ / م ِ پ َ ] ( ص مرکب ) که پری چون مشک دارد.
- مورچه مشکین پر؛ نوعی از مورچه پردار:
سپه آورد رخت، مورچه مشکین پر
تا تو از مملکت حسن شوی عزل پذیر.سوزنی.|| خربیواز. رجوع به همین کلمه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و آن صد هزار حلقۀ مشکین پر شکن هر ساعتی بگرد گل تو که گسترد
💡 کار ما کردست در هم چون زره جوشن مشکین پر جوش شما