مشارف
لغت نامه دهخدا
مشارف. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ مشرف و مشرفة. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مُشْرَف ̍ ( الموضع یشرف منه ). ( اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ).
- مشارف الارض؛ بلندیهای آن. ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). بلندی های زمین. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
جاهای بلند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مشرف
جمله سازی با مشارف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه رنسانس بنگال «نقطه اوج فرایند ظهور ویژگیهای فرهنگی مردم بنگالی بود که در دوره حسین شاه آغاز شده بود، اما عمدتاً هندو و تنها بخشی از مسلمانان بود». با این وجود، نمونههایی از روشنفکران مسلمان مانند سید امیر علی، مشارف حسین، ساکت دین محمود، کازی ناصر اسلام و روکیا ساخوات حسین وجود داشت. جنبش آزادی عقل تلاش کرد تا دشمنی دینی و اجتماعی در جامعه مسلمان بنگالی را به چالش بکشد.