مسنت

لغت نامه دهخدا

مسنت. [ م ُ ن ِ ] ( ع اِمص ) سال قحط. || رجل مسنت؛ مرد قحطرسیده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
مسنة. [ م ُ س ِن ْ ن َ ] ( ع ص )تأنیث مسن. بزاد برآمده. ( مهذب الاسماء ). زن پیر.

فرهنگ فارسی

سال قحط

جمله سازی با مسنت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبعِ من تازه جوانیست و ازو پیرِ کهن طبع او بی طرب و طبعِ مسنت اصلِ طرب

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز