مسقام

لغت نامه دهخدا

مسقام. [ م ِ ] ( ع ص ) بیمار غنج، و مرد بسیاربیماری. ( منتهی الارب ). کثیرالسقم. ( اقرب الموارد ). بسیار بیماری. ( دهار ). بیمارناک. بیمارگن. بیمارگین. بیمارژون. ممراض. || سالی بیماری ناک. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

بیمار غنج و مرد بسیار بیماری

جمله سازی با مسقام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مضحاک وجه وجه کل مطالب مسقام عین عین کل دواء

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز