مستکین

لغت نامه دهخدا

مستکین. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استکانة.فروتن و کمینه و رام و خوار. ( از منتهی الارب ). خاضعو ذلیل. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استکانة شود.

جمله سازی با مستکین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهی کز تابش مهرش دهد هر ذره را تابی چرا بر صدر بینائی نماید مستکین ما را