لغت نامه دهخدا
مسافرت کردن. [ م ُ ف َ / ف ِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به سفر رفتن. سفر کردن. مسافرة. رجوع به مسافرت و مسافرة شود.
مسافرت کردن. [ م ُ ف َ / ف ِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به سفر رفتن. سفر کردن. مسافرة. رجوع به مسافرت و مسافرة شود.
به سفر رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 البته که هزینهٔ اقامت در دیزنی مقدار زیادی است و عملاً شما با ماندن در بیرون از دیزنی لند در مقدار زیادی از هزینههای خود صرفه جویی میکنید اما نمیتوان منکر جذابیت و لذت حاصل از ماندن در این فضای لذت بخش شد و به جرئت میتوان گفت تعداد کسانی که میخواهند در این مکان بمانند به شدت بالاست. در این قسمت اگر شما از آن افرادی هستید که ترجیح میدهید در مسافرت کردن و لذت بردن صورت حساب را کمتر در نظر بگیرید اقامت در هتلهای دیزنی ورلد از به یاد ماندنیترین گزینهها است.
💡 مسافرت در حال حاضر با دوچرخه، موتورسیکلت، خودرو، هواپیما، قطار، کشتی (قایق) یا دیگر وسایل نقلیه انجام میشود. مسافرت کردن در سنین جوانی یک تجربه به یاد ماندنی است.[نیازمند منبع]