مساعدی

لغت نامه دهخدا

مساعدی. [ م ُ ع ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قصبه نصار بخش قصبه معمره شهرستان آبادان. واقع در 12هزارگزی شمال باختری نهرقصر و 14هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه خسروآباد به آبادان در کنار شطالعرب. آب آن از شطالعرب و لوله کشی خسروآباد و راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین آن از طایفه نصار هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی در شهرستان آبادان

جمله سازی با مساعدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آن سال نمایشگاه بزرگی از تولیدات صنایع دستی ایران شامل خورجین، کیسه حمام، پوستین رودوزی شده، سفال، شیشه و باتیک تبریز و بلوچ و سایر سوزن دوزی‌ها در موزه قلعه واکایاما در ژاپن شهرت چشمگیری برای ایران به دست آورد و جو مساعدی برای تأسیس سازمان صنایع دستی توسط فرنگیس یگانگی به وجود آمد.

💡 حسینی در پایان با اشاره به اینکه امیدوارم مشکل این شعر به زودی حل شود گفت: «با وجودی که شعر در شورای ترانه با ۴رای مخالف در مقابل ۳رای موافق رد شده اما آقای اللهیاری قول‌های مساعدی دادند دربارهٔ این که این موضوع به زودی حل شود و بتوانیم آلبوم را در اولین فرصت آماده کنیم.»

💡 تپه زیویه (گنکه سوراخ) مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان سقز، بخش زیویه، روستای زیویه واقع شده و این اثر در تاریخ ۴ دی ۱۳۴۶ با شمارهٔ ثبت ۷۶۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. از این تپه باستانی اشیا با ارزش بسیاری کشف شده که همگی در موزه ایران باستان قرار دارند. این تپه باستانی اکنون شرایط مساعدی ندارد و نگهداری از آن به‌طور شایسته‌ای صورت نمی‌گیرد.

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز