مزه گشته
مترادفها
چشیده شده
لغت نامه دهخدا
مزه گشته. [ م َ زَ/ زِ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) طعم گشته. أجِن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). که طعم آن بگردیده باشد.
فرهنگ فارسی
طعم گشته
جمله سازی با مزه گشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پر بی مزه گشته دور گردون، چه شدند آنها که دهند دور پیمانه رواج؟
💡 آن غذای سنتی که با ادویههای خاص تهیه شده بود، پس از گذشت چند ساعت در یخچال، مزه گشته و بسیار لذیذتر از حالت اولیه خود شده است.
💡 وقتی چای با گیاهان دارویی تازه دم میشود، پس از مدتی کوتاه مزه گشته و آرامش عجیبی به روح و روان انسان در روزهای پرمشغله میبخشد.
💡 این میوههای رسیده که در باغهای گرمسیری رشد میکنند، پس از مدتی که در معرض نور خورشید قرار گرفتهاند، مزه گشته و بسیار شیرین شدهاند.